انصاري با اشاره به اين جمله امام خميني كه «نگذاريد انقلاب پس از من به دست نااهلان بيفتد» اظهار كرد: « ببينيد محرمان و معتمدان امام (ره) چه كساني بودند؟ من نميخواهم بگويم كه امروز انقلاب به دست نااهلان افتاده،ولي ببينيد كه امروز آن اهلهاي دوران امام (ره) كجا هستند؟ آيا خانواده شهيد مطهري در اين كشور محترم است؟ آيا دودمان شهيد بهشتي در اين كشور محترم است؟ آيا خانوادههاي شهيد همت و شهيد باكري محترم هستند؟ آيا آيتالله هاشمي رفسنجاني كه شناسنامه انقلاب اسلامي و يار هميشگي امام (ره) بودهاند محترم است؟ آيا اين سقوط اخلاقي نيست كه عدهاي طلبه در قم سازمان داده شوند كه اگر مرجع تقليدي خلاف شاخصهاي مورد تاييد آنها حرفي زد يا فتوايي داد به بيت او حمله كنند؟ حال ميخواهد آن فرد حضرت آقاي جوادي آملي باشد يا آقاي صانعي يا منتظري و ديگران. آيا اين سقوط اخلاقي نيست كه روزنامهاي به خود حق ميدهد به محض آنكه آيتالله اردبيلي فتوايي صادر كرد، هرچه ميخواهد در اين رابطه بگويد و بنويسد؟»
آيا اين كرامت انساني است كه سرمايههاي اجتماعي به تاراج برود و نتيجه تربيت مديران در اين نظام، دور ريخته شود؟ به كار نگرفتن اصلاحطلبان و به كار نگرفتن افرادي نظير ناطق نوري و ولايتي، پيشكش؛ در خود همين مديران دولت نهم هم اين مشكل بارز است. در كجاي دنيا طي چهار سال و نيم، چهار وزير كشور، سه وزير اقتصاد، چند رييس كل بانك مركزي عوض ميشود؟ آقاي محسني اژهاي كه اصلاحطلب نبود. آقاي صفارهرندي كه از كيهان بود و آقاي لنكراني هم كه از اصلاحطلبان نبوده است!»
مجمع روحانيون مبارز طي سه نامه از وزارت كشور درخواست مجوز كرد و هر بار بهانههايي آوردند و در نهايت هم گفتند چرا خود را خسته ميكنيد؟ شما هم بياييد در راهپيمايي كه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي دعوت كرده است شركت كنيد، يعني همان راهپيمايي كه برگزار شد و در آن به ما فحش و ناسزا دادند. آيا ما بايد در راهپيمايي كه در آن به ما فحش ميدهند شركت ميكرديم؟
من در همين جا اعلام ميكنم كه شعارهاي اصلاحطلبان در 22 بهمن شعارهاي 30 ساله انقلاب نظير استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي است؛ همانطور كه در روز قدس هم چنين بود. چرا بيانيه مجمع روحانيون مبارز كه پس از روز قدس صادر شد را منعكس نكردند و صدا و سيما حتي اشارهاي هم به آن نكرد؟
هر سال آقاي خاتمي در خانه هنرمندان به مناسبت روز عاشورا سخنراني ميكردند و امسال قرار شد به خاطر برخي محدوديتها در جوار بيت امام (ره) و در حسينيه جماران برگزار كنند و من خودم در آنجا حضور داشتم و شهادت ميدهم كه مردم عزاداري سيدالشهدا ميكردند ولي با چه مجوزي نيرو آوردند و با ميلگرد و چوب و چماق به جان مردم افتادند و مردم را كتك زدند؟ شيشههاي حسينيه جماران را شكستند و به بيت امام (ره) اهانت كردند؟
مراسم ما را كه به هم ميزنيد، بيانيههاي ما را در صدا و سيما منعكس نميكنيد، روزنامهها هم كه تكليفشان مشخص است و سايت مجمع روحانيون را هم كه فيلتر كردهايد. پس ميگوييد چطور با مردم حرف بزنيم؟ ما معتقديم كه VOA و BBC خيرخواه ما نيستند و طبيعي است كه به دنبال منافع خود باشند و هر كشوري به دنبال منافع خود است، ولي بايد ديد كه چه كسي 6 ميليون شنونده و بيننده را براي اين شبكهها درست كرده است؟ و اين آماري است كه خود آقايان اعلام كردند. چرا بايد كار به جايي برسد كه نوبتدهي ديش ماهواره در قم 12 روزه بشود؟ و كار به جايي برسد كه سخن مردم ايران در رسانههاي بيگانه شنيده شود؟ آيا مجلس نبايد راجع به صداوسيما و يا عدم كفايت برخي افراد كه داراييهاي مردم را به تاراج بردند و به حراج گذاشتهاند تحقيق و تفحص كند؟
مجيد انصاري گفت:« نظريه سياسي امام (ره) مبتني بر اتكا به راي مردم بوده است و اين اصل در ديدگاه و رفتار سياسي امام (ره) از سال 42 تا آخرين لحظه عمر پربركت ايشان حاكم بود.»
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام كه صبح دوشنبه در هشتمين كنگره سراسري حزب مردمسالاري سخن ميگفت، افزود:« وقتي امام خميني(ره) به حكومت رسيدند همواره در كنار مردم، براي دفاع از حقوق آنها، بيان حق و برداشتن لكنت از زبان مردم تلاش كردند.»
وي با اشاره به اينكه «نظام ما برخلاف بسياري از نظامهاي ديگر ايدئولوژيك است و بنيانگذار آن هم يك مرجع تقليد بزرگ، فيلسوف كمنظير، اسلامشناس و مفسر قرآن است»، تصريح كرد:« امام (ره) از ابتدا بر اسلام تكيه داشتند و برهمين اساس انقلاب كردند.اين نظام يك مجموعه به هم پيوسته است و نميتوان قسمتي از آن را پررنگ و قسمتي را كمرنگ كرد.»
دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز در ادامه با اشاره به اينكه پيامبر اسلام هدف اصلي بعثت خود را تكميل مكارم اخلاقي عنوان كردند، گفت:« امروز در حوزههاي ما دهها قاعده فقهي تاسيس شده است، ولي هنوز در كنار آنها قاعدهاي به نام عدل و عدالت تاسيس نشده است، همچنين هنوز قاعدهاي به نام كرامت انساني در سلسله احكام ما تاسيس نشده است؛ درحالي كه حكم شرعي اگر درجهت نفي كرامت انساني باشد، غيرشرعي است، ولو اينكه از متن ظاهري يك روايت يا آيه استخراج شود.»
انصاري در ادامه با اشاره به گنجاندن اصل كرامت انساني در قانون اساسي كشورمان يادآور شد:« وقتي خبرگان قانون اساسي در تدوين اين قانون، پنج اصل توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت و رهبري را گنجاندند، اصل ششمي را به عنوان اصل حاكم بر اين نظام مستقر كردند و آن كرامت انساني است كه براي اين امر بايد از آن بزرگواراني كه در تدوين اين قانون نقش داشتند و در راس آنها از شهيد مظلوم بهشتي تقدير كرد و براي آزادي فرزند در بند ايشان دعا كنيم. پرسشي كه امروز پيش ماست اين است كه آيا حركت كلي نظام جمهوري اسلامي به سمت تامين كرامت انساني بوده است يا خير؟»
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت:« امام (ره)، نظام را در فرد يا در شوكت نيروهاي نظامي و انتظامي يا قدرت قوه قضاييه و دادگاهها نميبيند. روح نظام اسلامي، محتواي اسلامي بودن آن است و البته شكل و ظرف هم مهم است، ولي ظرف فقط براي نگهداري و عرضه محتواست، ولي اگر محتوا نادرست يا خالي باشد، مثل يك گردوي پوچ ميشود يا به تعبير امام علي (ع) مثل يك پوستين وارونه كه هيچ ارزشي ندارد.»
انصاري با بيان اينكه «قانون اساسي هم عصاره محتواي نظام ماست و هم شرط ضمن عقد بيعت مردم با امام در سال 57 بود»، افزود:« امام (ره) بيعت صدر اسلام را يك انتخاب آگاهانه ميدانستند و انتخابات را نيز جلوهاي از بيعت مردم در صدر اسلام عنوان ميكردند.»
وي يادآور شد:« اگر در ابتداي انقلاب رفراندوم نميشد، باز هم مردم نظام و قانون اساسي را ميپذيرفتند، ولي امام (ره) توجه داشت مردم صاحب حق هستند و نميتواند چيزي را يكطرفه مطرح و بر مردم تحميل كند؛ چنانچه در همان زمان در مصاحبه با لوموند فرمودند اگر مردم نخواهند، حجت بر من تمام است و ما برميگرديم.»
عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد:« قانون اساسي يك مجموعه به هم پيوسته است. يعني نميشود اصولي از آن را پذيرفت و اصولي ديگر را نپذيرفت.»
انصاري ادامه داد:« مهمترين ركن در اين قانون اساسي، جمهوريت و اسلاميت در كنار هم است و در واقع جمهوريت در دل اسلاميت است و به معناي ديگر نظامي كه مبتني بر خواست مردم نيست، اسلامي هم نيست؛ چرا كه اسلام نخواسته است چيزي را بر مردم تحميل كند.»
وي در ادامه با طرح اين پرسش كه «امروز با ورود به دهه چهارم انقلاب چقدر نظام ما به شاخصهاي اساسي خود نزديك و چقدر از آنها دور شده است؟» اظهار كرد:« بايد ببينيم كه وضعيت نظام ما در شاخصهاي ارزشي مانند صداقت، امانت، آزادي و آزادگي، اخلاق، معنويت، عدالت، محبت، امنيت، برخورداري و غنا، رفع فقر و رفع ترس و خوف نسبت به دههي اول، دوم و سوم جلوتر رفته يا پسرفت كرده است. اين بحث به معني محكوم كردن اين حزب يا آن حزب نيست بلكه امروز بحث كشور فراتر از اصلاحطلب و اصولگراست. اصولگرايان و اصلاحطلبان واقعي بايد براي حفظ محتواي واقعي نظام به صحنه بيايند. متاسفم كه اين مطلب را عرض كنم كه امروز اين شاخصها چندان دلگرم كننده نيست.»
اين عضومجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:« امروز بر عرصه مطبوعات، رسانهها و گفتوگو در كشور ما بهخصوص در آن بخش كه رسانهها بيشتر به حاكميت برميگردند، شاخص صداقت، امانت و بيطرفي در پايينترين سطح خود قرار دارد.»
وي اضافه كرد:« شعار مهرورزي، شعار دولت نهم بود ولي متاسفانه طي چند دهه گذشته در قبل و بعد از انقلاب، كينه و نفرتي كه امروز براساس سياستها و تبليغات نادرست در جامعه به وجود آمده بيسابقه است. امروز به راحتي آب خوردن در برخي سايتها، صداوسيما و حتي در تريبون نماز جمعه آبروي افراد برده ميشود و همه ما ميبينيم مومناني در تريبونهاي رسمي به عنوان برانداز، خائن و عنصر بيگانه خطاب ميشوند.»
انصاري با اشاره به اين جمله امام خميني كه «نگذاريد انقلاب پس از من به دست نااهلان بيفتد» اظهار كرد: « ببينيد محرمان و معتمدان امام (ره) چه كساني بودند؟ من نميخواهم بگويم كه امروز انقلاب به دست نااهلان افتاده،ولي ببينيد كه امروز آن اهلهاي دوران امام (ره) كجا هستند؟ آيا خانواده شهيد مطهري در اين كشور محترم است؟ آيا دودمان شهيد بهشتي در اين كشور محترم است؟ آيا خانوادههاي شهيد همت و شهيد باكري محترم هستند؟ آيا آيتالله هاشمي رفسنجاني كه شناسنامه انقلاب اسلامي و يار هميشگي امام (ره) بودهاند محترم است؟ آيا اين سقوط اخلاقي نيست كه عدهاي طلبه در قم سازمان داده شوند كه اگر مرجع تقليدي خلاف شاخصهاي مورد تاييد آنها حرفي زد يا فتوايي داد به بيت او حمله كنند؟ حال ميخواهد آن فرد حضرت آقاي جوادي آملي باشد يا آقاي صانعي يا منتظري و ديگران. آيا اين سقوط اخلاقي نيست كه روزنامهاي به خود حق ميدهد به محض آنكه آيتالله اردبيلي فتوايي صادر كرد، هرچه ميخواهد در اين رابطه بگويد و بنويسد؟»
دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز در ادامه با اشاره به حوادث پس از روز عاشورا اظهار كرد:« من شخصا آن حركات را نديدم ولي فرض ميگيريم كه آن حركت انجام شد كه البته بايد محكوم شود. ولي آيا اين درست است كه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي تريبون در اختيار افراد تند قرار دهد و پلاكاردهايي از پول بيتالمال عليه شخصيتهاي نظام و با آن شعارها و ناسزاها در دست گرفته شود؟ آيا ادبيات گوساله و بزغاله حتي نسبت به دشمنان هم ادبيات قرآني است؟»
انصاري ادامه داد:« خدا شاهد است كه دل ما خون است كه در برخي راهپيماييها شعارهاي ساختارشكنانه داده شده است، ولي بايد بدانيم كه وقتي گروهي سامان پيدا ميكنند كه شبانه در شهر راه بيفتند و بر در و ديوار شعارهايي عليه شخصيتهاي بزرگ نظام بنويسند، طبيعي است كه عدهاي هم تحريك و ناراحت ميشوند و آن نامها را پاك كنند و چيز ديگري جاي آن بنويسند.»
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت:« چرا برخي كه بيش از ديگران بايد حرمت نگه دارند بيشتر تيشه به ريشه ميزنند؟ و اصرار دارند كه مدام يك گروه را بمباران كنند و وقتي هم كه آخ گفتند، بگويند برانداز هستند؟ من اينجا عرض ميكنم كه براندازي عبارت از اين است كه ما كرامت، فضايل اخلاقي و حقوق مردم را ناديده بگيريم.»
دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز با تاكيد بر لزوم اجراي تمام و كمال قانون اساسي در كشور تصريح كرد:« امروز راهي جز اجراي تمامعيار قانون اساسي نداريم.»
انصاري همچنين براهميت نقش مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد و گفت:« درميان قواي سهگانه كشور، مسووليت مجلس در پاسداشت نظام و حقوق مردم بيبديل است و من به عنوان يك شهروند از مجلس گلايه دارم. متاسفانه در پارهاي از موارد مماشات بيش از حد است. تمام شاخصهاي رشد و توسعه برخلاف چشمانداز است و برنامه چهارم توسعه رو به سقوط است. حق مردم اين نبود كه پس از تدوين برنامه چهارم و آن درآمد بادآورده نفتي، اينطور با مشكلات اقتصادي دست و پنجه نرم كنند.»
وي با انتقاد از واردات بيرويه كالاهاي مختلف به كشور اظهار كرد:« اين افتخاري براي كشور نيست كه دروازههاي آن به روي كالاهاي بيگانه باز شده است و حتي سنگ قبر هم از چين وارد ميشود. امروز در سبد آجيل شب عيد مردم ايران پسته آمريكايي و خارجي هم وارد شده است.»
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه كرد: « آيا اين كرامت انساني است كه سرمايههاي اجتماعي به تاراج برود و نتيجه تربيت مديران در اين نظام، دور ريخته شود؟ به كار نگرفتن اصلاحطلبان و به كار نگرفتن افرادي نظير ناطق نوري و ولايتي، پيشكش؛ در خود همين مديران دولت نهم هم اين مشكل بارز است. در كجاي دنيا طي چهار سال و نيم، چهار وزير كشور، سه وزير اقتصاد، چند رييس كل بانك مركزي عوض ميشود؟ آقاي محسني اژهاي كه اصلاحطلب نبود. آقاي صفارهرندي كه از كيهان بود و آقاي لنكراني هم كه از اصلاحطلبان نبوده است!»
انصاري افزود:« به نظر من آقاي پورمحمدي قويترين وزير دولت نهم بود. ولي ايشان هم بركنار شدند.آيا اين همين روحيه شور، تعامل و مردمسالاري است؟»
اين نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي در ادامه خطاب به نمايندگان مجلس گفت:« من از نمايندگان مجلس خواهش ميكنم كه از حقوق مردم دفاع كنيد. خواهش ميكنم كه از حق كساني كه تنور انتخابات را گرم كردند و امروز مزد خود را در سلولها ميگيرند دفاع كنيد. خدا ميداند كه اگر مشكلي براي توقف كار يك روزنامه وجود داشته باشد، آن مربوط به ستون آن روزنامهاي است كه هر روز حرفهايي را مينويسد كه حتي لاتهاي مشروبخور زمان شاه هم نميگفتند. چرا بايد روزنامههايي اينچنين در حاشيهي امن باشند ولي برخي روزنامهها مثل مردمسالاري و آفتاب يزد يا برخي ديگر از روزنامهها مدام در معرض تذكر و تعطيلي قرار بگيرند؟»
دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز در ادامه سخنان خود از عدم صدور مجوز براي برپايي راهپيمايي در اعتراض به هتك حرمت به عكس امام خميني (ره) از سوي وزارت كشور به شدت انتقاد كرد و گفت:« مجمع روحانيون مبارز طي سه نامه از وزارت كشور درخواست مجوز كرد و هر بار بهانههايي آوردند و در نهايت هم گفتند چرا خود را خسته ميكنيد؟ شما هم بياييد در راهپيمايي كه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي دعوت كرده است شركت كنيد، يعني همان راهپيمايي كه برگزار شد و در آن به ما فحش و ناسزا دادند. آيا ما بايد در راهپيمايي كه در آن به ما فحش ميدهند شركت ميكرديم؟»
انصاري با بيان اينكه از مسوولان برگزاري مراسم 22 بهمن ميخواهيم كه حداقل حرمت 22 بهمن را حفظ كنيد و آن را مصادره به مطلوب نكنيد، گفت:« من در همين جا اعلام ميكنم كه شعارهاي اصلاحطلبان در 22 بهمن شعارهاي 30 ساله انقلاب نظير استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي است؛ همانطور كه در روز قدس هم چنين بود. چرا بيانيه مجمع روحانيون مبارز كه پس از روز قدس صادر شد را منعكس نكردند و صدا و سيما حتي اشارهاي هم به آن نكرد؟»
وي همچنين از جلوگيري از برگزاري مراسم مختلف عزاداري از سوي آقاي محتشميپور و برخي مراسم ديگر انتقاد كرد و گفت:« هر سال آقاي خاتمي در خانه هنرمندان به مناسبت روز عاشورا سخنراني ميكردند و امسال قرار شد به خاطر برخي محدوديتها در جوار بيت امام (ره) و در حسينيه جماران برگزار كنند و من خودم در آنجا حضور داشتم و شهادت ميدهم كه مردم عزاداري سيدالشهدا ميكردند ولي با چه مجوزي نيرو آوردند و با ميلگرد و چوب و چماق به جان مردم افتادند و مردم را كتك زدند؟ شيشههاي حسينيه جماران را شكستند و به بيت امام (ره) اهانت كردند؟»
دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز اضافه كرد:« مراسم ما را كه به هم ميزنيد، بيانيههاي ما را در صدا و سيما منعكس نميكنيد، روزنامهها هم كه تكليفشان مشخص است و سايت مجمع روحانيون را هم كه فيلتر كردهايد. پس ميگوييد چطور با مردم حرف بزنيم؟ ما معتقديم كه VOA و BBC خيرخواه ما نيستند و طبيعي است كه به دنبال منافع خود باشند و هر كشوري به دنبال منافع خود است، ولي بايد ديد كه چه كسي 6 ميليون شنونده و بيننده را براي اين شبكهها درست كرده است؟ و اين آماري است كه خود آقايان اعلام كردند. چرا بايد كار به جايي برسد كه نوبتدهي ديش ماهواره در قم 12 روزه بشود؟ و كار به جايي برسد كه سخن مردم ايران در رسانههاي بيگانه شنيده شود؟ آيا مجلس نبايد راجع به صداوسيما و يا عدم كفايت برخي افراد كه داراييهاي مردم را به تاراج بردند و به حراج گذاشتهاند تحقيق و تفحص كند؟»
سحام نیوز : مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود. به گزارش خبرنگار سحام نیوز، متن کامل این نامه بدین شرح است:
ملت آزاده وعزادارایران
آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته میشوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنایت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.
حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.
مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟
همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!
خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسین در غیاب اساتید گرانقدر بر این خیال خاماند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.
در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!
آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اطلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:
۱- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختن و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.
۲- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.
۳- پرهیز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای ۹۸ درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.
۴- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند؟ به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.
۵- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملی، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان های امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.
مهدی کروبی
۲۱ دی ماه ۱۳۸۸
چطور ممکنه تا بامداد شنبه ۳۳ میلیون رای شمرده باشند ؟!
... احمدی نژاد موجود پلیدیست که میتونه به چشمهای شما خیره شده و به راحتی تهمت بزنه، دروغ بگه وآمار غلط بده...
به هر حال اصلاح طلب ها باید از فردای انتخابات به فکر انتخابات بعد "مجلس شورای اسلامی" باشند،یعنی همون کاری که شیخ اصلاحات کرد وتا امروزهم با تمام وجود جنگیده. ولی خداییش اگه بعضیها مثل احمدی نژاد بتونندهر چند وقت یه بار یه شوکی به میرحسین بدن تا زبون وا کنه،شاید بشه ازین مهندس یه رییس مجلس درست و حسابی ساخت